داکینگ ملکولی (Molecular Docking)
با توجه به لزوم مطالعه برهمکنش بین ماکروملکولها نظیر DNA، پروتئین، RNA با یکدیگر و نقش آنها در عملکرد سلول و نهایتا فنوتیپ، و همچنین شبیه سازی محیطهای محل برهمکنش این ماکروملکول ها و همچنین ترکیبات مختلف نظیر عناصر و ... با یکدیگر از یک طرف و همچنین اهمیت مطالعات بین رشتهای از طرف دیگر، لازم بر آن شد تا در این پست مطلبی در این راستا برای خوانندگان این وبلاگ آماده گردد.
امروزه بیوانفورماتیک در تعامل با سایر رشتهها نظیر علوم زیستی، کامپیوتر، شیمی و فیزیک (کاربرد مکانیک کوانتومی و مکانیک ملکولی، معادلات فیزیک نیوتن، معادلات شرودینگر و ...) به عنوان یک علم چندرشتهای در شاخههای مختلفی نظیر مطالعات امیک (ژنومیک، ترانسکریپتومیک، پروتئومیک، متابولومیک، اینترکتومیک، فلاکسومیک و غیره)، ایمنوانفورماتیک یا ایمونولوژی محاسباتی، کیموانفورماتیک یا شیمی محاسباتی، نقش چشمگیری را در علوم آنالیز توالی و ساختار، بررسی برهمکنش بین ملکولها در سطح اتمی، مدلسازی و پیشگویی عملکرد سیستم ایمنی، طراحی دارو و واکسنهای جدید، تحقیقات آلرژیزایی و اکتشافات دارویی داشته است و جواب خیلی از سوالات دانشجویان در دوران دبیرستان باشد که چرا دانشجویان علوم تجربی دروسی نظیر فیزیک، ریاضیات و ... در دوران دبیرستان اخذ میکنند.
این علم نه تنها سبب تسریع تحقیقات علمی شده بلکه به علت تعامل آن با پروژههای ژنوم منجر به دستیابی به اطلاعات بسیار زیادی در زمینههای مختلف علوم زیستی گردیده است. در این راستا شناسایی برهمکنش میان ملکولها در علوم زیستی از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که بررسی ساختار و فعالیت ماکروملکولها در شرایط مختلف و نیز برهمکنش بین آنها برای درک بهتر عملکرد سلولی لازم بوده و از طرفی این ماکروملکولها در یک سلول و یا سلولهای مختلف به صورت برهمکنش با یکدیگر دارای عملکرد هستند، که این برهمکنشها نقش مهمی را در بسیاری از فرایندهای سلولی ایفا میکنند به طوری که در این زمینه سرورهایی که برهمکنش بین ملکول ها را در سطح ژنومی بررسی میکنند نظیر GWIDD (Genome Wide Docking Database) توسعه یافتند. بنابراین با توجه به نقش این برهمکنشها در فرایندهای سلولی و در نتیجه عملکرد، مطالعه و شناسایی این برهمکنشها بین ماکروملکولهای مختلف در سطح اتمی حائز اهمیت است، که در این میان روشهای بیوانفورماتیکی با تکیه بر ابزارهای ساختاری و پایگاه دادههای موجود، میتوانند اغلب پیش بینی کننده و تکمیل کننده نتایج آزمایشگاهی در رابطه با برهمکنش میان ماکروملکولهای زیستی بوده و در واقع به عنوان پلی میان آزمایشات تجربی و رهیافتهای محاسباتی، سبب کاهش زمان و هزینهها در فرآیند تحقیقات علمی شود (1).
در این زمینه یکی از روشهای بیوانفورماتیکی جهت مطالعه برهمکنش بین ملکولها روش داکینگ ملکولی است، که یک روش کلیدی برای پیشبینی ساختار کمپلکس و برهمکنش ماکروملکولها با یکدیگر (گیرنده-لیگاند) در سطح اتمی میباشد (شکل 1). به طور کلی زمانی که صحبت از لیگاند میشود، منظور یک ملکول کوچک دارای فعالیت بیولوژیکی است که گاها یک پروتئین هم میتواند باشد و گیرنده نیز میتواند یک ماکروملکول نظیر پروتئین، DNA و یا RNA باشد. اساساً هدف از داکینگ ملکولی، دستیابی به یک پیش بینی ساختار پیچیدهی لیگاند-گیرنده با استفاده از روشهای محاسباتی است (2, 3). این روش برای اولین بار در سال ۱۹۸2 مورد استفاده قرار گرفت (4) و امروزه به طور گسترده به عنوان ابزار جستجوی مجازی در مراحل اولیه فرایند توسعه دارو به کار برده میشود (5).
به طور کلی فرایند داکینگ شامل دو مرحله اصلی میباشد. مرحله اول، مرحله نمونهگیری (Sampling)، شامل ایجاد کانفورماسیونهای (تطابقهای) مختلف یک لیگاند و بررسی جهتگیری آنها نسبت به جایگاه فعال گیرنده است. در این مرحله الگوریتمهای جستجو جهت ایجاد صورتبندیهای مختلف یک لیگاند و بررسی جهتگیری آنها نسبت به جایگاه فعال گیرنده استفاده میشود (شکل 2).
این الگوریتمها، شامل تطبیق پذیری سریع شکل، ساخت افزایشی، شبیهسازی مونت کارلو، ژنتیک، جستجوی تابو و شبیهسازی حرارتی میباشند، که این الگوریتمها به سه دسته کلی جستجوی سیستماتیک ، جستجو براساس تطابق شکل و جستجو به صورت تصادفی تقسیم میشوند. مرحله دوم داکینگ، مرحله امتیازدهی است که یک مولفهی مهم در برنامههای داکینگ است، از این مرحله برای انتخاب بهترین ترکیب و یا بهترین صورتبندی یک لیگاند استفاده و به عنوان مرحله سنجش تمایل اتصال لیگاند به گیرنده تخمین زده میشود. این تابع الگوریتم داکینگ را قادر میسازد تا با سرعت، کمیت برهمکنش بین لیگاند و گیرنده را بیان کند. در طول مرحله نمونهبرداری الگوریتم داکینگ کنفورماسیونهای مختلفی از لیگاند را در جایگاه فعال گیرنده جای میدهد و براساس تابع امتیازدهی آنها را رتبهبندی میکند. در حالت ایدهآل یک تابع امتیازدهی بهترین امتیاز (منفیترین انرژی آزاد اتصال لیگاند-گیرنده) را به کنفورماسیونی از لیگاند متصل به گیرنده اختصاص میدهد که از لحاظ سطح انرژی در بهترین حالت خود (حداقل مقدار) باشد (شکل 3).
این وبلاگ در راستای پیشرفت علم ژنتیک و دامپزشکی توسط دکتر رامین بلالی راه اندازی شده است.